غلامحسين محرمى
108
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
« پروردگارا ! ما فرزند پيامبر را يارى نكرديم ، گناهان گذشته ما را بيامرز و توبه ما را بپذير . به روح حسين عليه السّلام و ياران راستين و شهيد او رحمت فرست . ما شهادت مىدهيم كه بر همان عقيدهايم كه حسين عليه السّلام بر سر آن كشته شد . پروردگارا ! اگر گناهان ما را نيامرزى و به ديده رحم و عطوفت بر ما ننگرى ، زيانكار و بدبخت خواهيم بود . . . » « 1 » اما مختار پس از ورود مسلم بن عقيل به كوفه ، با او همكارى مىكرد كه توسط عبيد الله بن زياد دستگير و زندانى شد و پس از حادثهء عاشورا با وساطت عبد الله بن عمر شوهر خواهرش ، نزد يزيد ، آزاد شد . او در سال 64 ه ق به كوفه آمد و بعد از نهضت توابين ، قيام خويش را شروع كرد و با شعار « يا لثارات الحسين » توانست شيعيان ، بهويژه شيعيان موالى را اطراف خود جمع كند . او با اين نيروها توانست قاتلهاى امام حسين عليه السّلام را به سزاى عملشان برساند . طورىكه در يك روز دويست و هشتاد نفر از اين جنايتكاران را كشت و خانههاى چند تن از آنان را كه فرار كرده بودند ، ويران كرد . از جمله خانه محمد بن اشعث را تخريب كرد و از مصالح آن ، خانه حجر بن عدى ، يار وفادار على عليه السّلام را كه معاويه تخريب كرده بود ، بازسازى كرد . « 2 » دربارهء مختار ، اظهارنظرهاى متضادى شده است . عدهاى او را شيعه حقيقى و برخى وى را دروغگو خواندهاند . ابن داوود در رجالش ، درباره مختار چنين مىگويد : « مختار پسر ابو عبيد ثقفى است . برخى از علماى شيعه او را به كيسانيه متهم كردهاند و در اينباره به رد هديه او توسط امام سجاد عليه السّلام استدلال كردهاند ؛ ولى اين نمىتواند دليل بر رد او باشد . زيرا امام باقر عليه السّلام درباره او فرمود : به مختار بد نگوييد ؛ زيرا او قاتلهاى ما را كشت و نگذاشت خونهاى ريخته شده ما پايمال شود و دختران ما را شوهر داد و هنگام سختى ميان ما مال تقسيم كرد . » هنگامىكه ابو الحكم ، پسر مختار نزد امام باقر عليه السّلام آمد ، خيلى به او احترام كرد . ابو الحكم درباره پدرش پرسيد و گفت : « مردم در مورد پدرم سخنانى مىگويند ، ولى سخن شما هرچه باشد ملاك است ؟ » در اين هنگام امام مختار را تمجيد كرد و بر او رحمت فرستاد و فرمود :
--> ( 1 ) . ابن اثير ، عز الدين ابى الحسن بن ابى الكرام . الكامل فى التاريخ ، دار صادر ، بيروت ، ج 4 ، ص 158 - 186 . ( 2 ) . اخطب خوارزمى . مقتل الحسين ، منشورات المفيد ، قم ، ج 2 ، ص 202 .